آثار ارسطو و فرفوريوس1، شاگرد پروكلوس در آتن و معلم داماسكيوس، فيلوپونوس، سيمپليكيوس در رأس مدرسهٴ اسكندريه. او رياضيات2 را به چهار شعبه تقسيم كرد: حساب، هندسه، نجوم، موسيقي، و اين طبقهبندي تقريباً تا عصر حاضر باقي ماند (يادداشتهاي مرا راجع به مارتيانوس كاپلا، در نيمهٴ دوم سدهٴ پنجم، و بوئتيوس، در پايين ببينيد).
داماسكيوس
داماسكيوس3 در حدود 458 در دمشق زاده شد، و پس از 533 درگذشت. فيلسوف نوافلاطوني، رئيس آكادمي از حدود 510 تا بسته شدن آن در 529 به وسيلهٴ يوستينيان. از 531 تا 533 به دربار شاه ايران خسرو اول پناهنده شد. مريد پروكلوس، كه بيش از او تمايلات عارفمآبانانه داشت. شروحي بر آثار افلاطون، شرح حال استادش ايزيدوروس و كتاب موشكافانهاي در باب شبهات مربوط به اركان اوليه و پاسخ آنها نوشت.
اثر موسوم به كتاب پانزدهم اقليدس بدون دليل متقني بدو منسوب است.
فيلوپونوس4
يوآنز فيلوپونوس، يحياي نحوي5. در نيمهٴ اول سدهٴ ششم در اسكندريه شهرت يافت. فيلسوف مسيحي. شاگرد آمونيوس پسر هرمياس. او شروح مفصلي بر آثار ارسطو نوشت و در تركيب آيينهاي مشايي و مسيحي سهم زيادي داشت. او شرحي هم بر ايساغوجي فرفوريوس، شرحي بر حساب نيكوماخوس، و قديمترين رساله در باب اسطرلاب را نوشت (يگانه رساله در اين باب كه از عهد باستان به دست ما رسيده است). آزاد فكري زيادي نشان داد و برخي عقايدش راجع به فيزيك و مكانيك بينهايت اصيل بود. با نظر ارسطو در باب حركت به مخالفت برخاست و مفهوم لختي را به صورت مبهمي مطرح كرد. به كمك تجاربي اين عقيده را رد كرد كه اجسام سنگينتر سريعتر سقوط ميكنند. عقيدهٴ ارسطو را دربارهٴ غيرممكن بودن خلاء هم نپذيرفت. از